|
(ايگيت اولان هئچ آيريلماز ائليندن!)
|
|
|
|
||||
|
در جستوجوي فرصتي بودم تا آشناي ناآشنايي را زيارت كنم. آشناي ناآشنا از اين جهت ميگويم كه بنده ميشناختم؛ ولي ايشان نميشناخت و برايش ناآشنا بوديم. آن آشنا را قبلاً هم در وبلاگ معرفي كرده بودم و گفته بودم كه ايشان را بيشتر بشناسيم و در باب بزرگواري، علم، ادب و فعاليتهاي موفقيتآميزش كمي گفته بودم. آن بزرگوار مهندس ساسان قرباني، استاد دانشگاه تهران و كارآفرين موفق است... ادامه مطلب
+
نوشته شده در سه شنبه دوم شهریور 1389ساعت 18:56 توسط حبيب اشكاني
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
شنيدهها حاكي از شخصيت والاي دكتر خالقي بود. دكتر خالقي، نماينده محبوب مردم خلخال و كوثر در مجلس شوراي اسلامي است و داراي روحيات مثبت بسياري است كه از زمان تصدي رياست بيمارستان شهرستان خلخال، مردمداري و با مردم بودنشان زبانزد همگان بود. هميشه به اين فكر بودم كه روزي بايد دكتر را ببينم و از نزديك با شخصيت وي آشنا شوم. روزي به سياق همه روزها، سفري مجازي به سايت دكتر خالقي داشتم. مشاهده كردم كه دكتر بهعينه پيگير مشكلات مردم و منطقه است. يادداشتي از طريق ايميل برايش فرستادم تا ديداري نيز داشته باشم. ادامه مطلب
+
نوشته شده در سه شنبه دوم شهریور 1389ساعت 18:55 توسط حبيب اشكاني
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
زندگي صحنه يكتاي هنرمندي ماست
هر كسي نغمه خود خواند و از صحنه رود صحنه پيوسته بجاست خرم آن نغمه كه مردم بسپارند به ياد
+
نوشته شده در دوشنبه یازدهم مرداد 1389ساعت 13:38 توسط حبيب اشكاني
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
خستهام از آرزوها، آرزوهاي شعاري شوق پرواز مجازي، بالهاي استعاري لحظههاي کاغذي را، روز و شب تکرار کردن خاطرات بايگاني، زندگيهاي اداري آفتاب زرد و غمگين، پلههاي رو به پايين سقفهاي سرد و سنگين، آسمانهاي اجاري با نگاهي سرشکسته، چشمهايي پينه بسته خسته از درهاي بسته، خسته از چشم انتظاري صندليهاي خميده، ميزهاي صف کشيده خندههاي لبپريده، گريههاي اختياري عصر جدولهاي خالي، پارکهاي اين حوالي پرسههاي بيخيالي، نيمکتهاي خماري رونوشت روزها را، روي هم سنجاق کردم: شنبههاي بيپناهي، جمعههاي بيقراري عاقبت پروندهام را، با غبار آرزوها خاک خواهد بست روزي، باد خواهد برد باري روي ميز خالي من، صفحهي باز حوادث در ستون «تسليتها»، نامي از ما يادگاري
+
نوشته شده در چهارشنبه ششم مرداد 1389ساعت 12:41 توسط حبيب اشكاني
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
نمیدانم مهندس ساسان قربانی را میشناسید یا نه؟ گوینده و دوبلور قدیمی صدا و سیما که فیلمهای مستند زیادی را گویندگی میکرد... هميشه صدای خاصش، بيننده را در سکوت كامل فرو ميبرد. همه ما با صداي زيباي ايشان آشنا هستيم. مهندس ساسان قربانی بیش از 20 شرکت در زمینههای مختلف قطعهسازی و... راهاندازی کرده و در حال حاضر علاوه بر مدیرعاملی شرکت البرزقطعه، ریاست انجمن قطعهسازان ایران را هم به عهده دارد. نحوه ورود مهندس قرباني به طراحی صنعتی هم داستان جالبی دارد. مهندس کارش را با گویندگی رادیو شروع کرد و بعداً به تلویزیون آمد و متنهای صنعتی را گویندگی میکرد. مهندس ميگفت: «براي اینکه تسلط بیشتری روی متون داشته باشم، در مورد موضوعات فیلمها مطالعه جانبی میکردم و آرامآرام به طراحی صنعتی علاقهمند شدم و وارد دانشگاه تهران شدم تا طراحی صنعتی بخوانم و الان سالهاست که بهعنوان استاد در این دانشگاه تدریس ميكنم.» لازم به ذكر است؛ مهندس قرباني در حال حاضر مديرعامل شركت البرزقطعه، دبير شوراي عالي قطعهسازان، عضو هیأتمدیره انجمن قطعهسازان و استاد دانشگاه تهران و... است و يكي از افتخارآفرينان چنارلق به شمار ميرود و جاي بسيخوشحالي و شادي دارد كه با اين شخصيت برجسته كشورمان آشنا شديم.
+
نوشته شده در شنبه بیست و ششم تیر 1389ساعت 8:36 توسط حبيب اشكاني
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
فصل تابستان زمان مناسبي براي انتخاب مقصد گردشگري است. مقصدي كه دست كم ميتوان يك يا دو شب را در آن اتراق كرد. پيشنهاد ما براي سفر به يك مقصد بكر و تقريباً ناشناخته است كه اتفاقاً هم هيچ نزديكي به مقاصد تكراري ديگر مثل جاذبههاي مختلف شهرهاي شمالي و... ندارد.
اين مقصد جايي است كه با تمام آرامش، زيبايي و شگفتيهايي كه دارد باب ميل بسياري از مسافران خواهد بود. جنگلهاي زيباي اسالم پيشنهاد ويژه تعطيلات آخر هفته است. شما با انتخاب اين مقصد زيبا، همزمان از چشمانداز يك جاده جنگلي بكر، كوهستان غرق در مه، دشتهاي زيبا و سرسبز تالش و عشاير ديدن ميكنيد و ميتوانيد با انتخاب خودتان شب را در چادر ميان اين جنگل بكر اتراق كنيد و يا در شهرهاي نزديك مثل اسالم تالش و خلخال از اقامتگاه استفاده كنيد.
ادامه مطلب
+
نوشته شده در سه شنبه پانزدهم تیر 1389ساعت 11:50 توسط حبيب اشكاني
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
احتمال انزوا گزيدن و گذران زندگي در تنهايي مطلق آن هم در دل جنگل، گرچه مشكل ميتوان تصور كرد اما پديده "مرد فومني غارنشين"، حاكي از وجود اين گونه نادر از زيستن است. گفته ميشود اين مرد فومني به مدت ۴۶سال در غاري از جنگلهاي روستاي "جيرده" دهستان آليان فومن در غرب گيلان زندگي كرده است. روستاي "جيرده" در۲۰ كيلومتري مركز فومن از توابع دهستان آليان بخش سردار جنگل اين شهرستان واقع شده است. ادامه مطلب
+
نوشته شده در دوشنبه سی و یکم خرداد 1389ساعت 12:34 توسط حبيب اشكاني
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
نیم قرن است که در جنگل زندگی میکند، دقیقتر که بگوییم 49 سال؛ با لهجه گیلکی به سختی کلمات را ادا میکند. غذایش فقط نان است و آب! سوژه شگفت انگیز این هفته سرنخ مثل انسانهای اولیه در غار زندگی میکند.
ادامه را بخوانيد... ادامه مطلب
+
نوشته شده در دوشنبه سی و یکم خرداد 1389ساعت 12:22 توسط حبيب اشكاني
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
ادامه مطلب
+
نوشته شده در چهارشنبه نوزدهم خرداد 1389ساعت 12:40 توسط حبيب اشكاني
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
دوست عزيزم جناب آقاي عظيمي اظهار لطف كردهاند و وبلاگ بيمحتواي بنده را پرمحتوا خواندهاند و با افزودن شبنشينيهاي شبهاي زمستاني روستاها، مجبورم كردند تا خاطراتم گذشته را دوباره مرور نمايم. روستاييان عموماً انسانهايي خوشگذران و كمتر دنبال مال و منال هستند. حس انساندوستي و نوعدوستي در روستاها زياد است. معمولاً رسم بر اين هست كه شبهاي زمستان كه فصل سرد سال است و اغلب روستاييان اوقات فراغت بيشتري دارند، شبها به شبنشيني مشغول ميشوند و هر شب برگي از خاطرات زندگيشان را با واژههاي سفيدرنگ تصنيف ميكنند، بيآنكه اين خاطرات جايي خارج از ذهن و دل آدمي رسوخ پيدا كند. يادم ميآيد همسايهاي داشتيم به نام (ح- الف) كه بسيار مهربان و بيآزار بود. خيلي رفتوآمد داشتيم. شبها پاي صحبتهايش مينشستم. از دوران كودكي جستوجوگر بودم و علاقه داشتم كه از بزرگترها بپرسم. هميشه از خاطرات گذشتهشان ميپرسيدم. وقتي ميپذيرفتند تا خاطراتشان را بازگو كنند، آنقدر خوشحال ميشدم و خيلي زيركانه خط به خط خاطراتشان را در ذهنم ضبط ميكردم. مرحوم از كوتاهيهايش تعريف ميكرد. از كردههاي خود اظهار پشيماني ميكرد. ميگفت روزي كه نوبتشان بوده تا گلههاي روستا را به همراه دوستش به صحرا ببرند، ميانه روز دو رأس گوسفند را بدون طلب حلاليت از صاحب مال، تلف كردهاند و موقع گفتن اين جملهها، رخسارش بيرنگ ميشد و مضطرب... خاطرات بيشماري در ذهن هست و علاقه زيادي به نوشتن آنها دارم؛ ولي صدافسوس كه مجال گفتن نيست. از دوست عزيزم جناب آقاي عظيمي كه پيامش بهانهاي شد تا خاطراتم را مرور كنم، بسيار قدرداني مينمايم و شايق آنم از ساحت حضرت دوست، هميشه موفق و مؤيد باشند.
+
نوشته شده در چهارشنبه پنجم خرداد 1389ساعت 15:7 توسط حبيب اشكاني
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
«آفرینش»، لباس به وجود آمدن است که خداوند آن را بر پیکره نیستی (عدم) پوشانده و با به وجود آوردن همه، آنها را از زاویه نیستی، به گرمای خورشید هستی، منتقل ساخته است. ازاینرو، «وجود»، خود نعمتی است که از آبشار الطاف الهی سرچشمه گرفته است و اگر چیزی امکان و شایستگی آفرینش و به وجود آمدن داشت، اما آفریده نمیشد، آن وقت جای انتقاد بود؛ زیرا با نگاه عقل و فطرت، به خوبی آشکار میشود که همیشه «بودن» و «داشتن»، بهتر از «نبودن» و «نداشتن» است.
ادامه مطلب
+
نوشته شده در چهارشنبه پنجم خرداد 1389ساعت 13:22 توسط حبيب اشكاني
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه پنجم خرداد 1389ساعت 12:30 توسط حبيب اشكاني
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
حس و حال خوبي نداشتم. دغدغههاي درونيام زياد و توانايي حتي يك كلمه حرف زدن نيز نداشتم. بياختيار دست روي ماوْس گذاشتم و گوگل را كليك كردم. وبلاگم را باز كردم. دو، سه نفر از دوستان اظهار لطف كرده بودند و به نوشتههايم پاسخ داده بودند. به وبلاگ يكي از دوستان رفتم. با مطالب و عكسهاي زير مواجه شدم. عكسهاي منتشرشده درد درونم را تسكين داد.
ادامه مطلب
+
نوشته شده در چهارشنبه پنجم خرداد 1389ساعت 12:4 توسط حبيب اشكاني
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
آداب و رسومی که در گذشته در روستا با تشریفات خاصی انجام میشد امروزه با گذشت زمان، برخی از آنها از خاطرهها رفتهاند و شاید کمتر کسی یاد و خاطرهای از آنها در ذهنش داشته باشد؛ اما برخی نیز با کمی تغییر در نحوه برگزاری همچنان بر قوت خود باقیاند و هرساله اجرا میشوند. از زیباترین مراسمها، جشن هایی است که در عروسیها برگزار میشود. اين مراسمها، شايد بتوان گفت تنها رسوماتي هستند كه تا حدودي شكل خويش را حفظ نموده و با كمي تغيير در ظاهر آن كه آن به سبب ورود فناوريهاست، خاطرات گذشته را در ذهنها زنده ميكند. ادامه مطلب
+
نوشته شده در دوشنبه سوم خرداد 1389ساعت 11:36 توسط حبيب اشكاني
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
منظور از مسن بودن، سن بالا داشتن است. ازاينرو وجيها... قديمي که هماکنون حدود صد و اندي سال زندگی خود را سپری میکند، از کهنسالترین مردهای روستاي چنارلق به شمار ميرود. بهخاطر دوري از وي كه هماكنون در روستا زندگي ميكند، تاريخچه زندگياش را تاكنون نتوانستهام جمعآوري نمايم؛ ولي در اولين فرصت ممكن عملي خواهم كرد. از قول برخي اهالي روستا، ظاهرا دو، سه همسر نيز داشته است. همسر آخرينش سال گذشته به ديار باقي شتافت؛ ولي وجيها... به شكر خدا همچنان سرحال است و مشغول فعاليتهاي روزمره است. در حال حاضر هنوز كسي پيدا نشده كه بهدرستي از ميزان سن وجيها... اطلاع دقيقي داشته باشد. بعضيها ميگويند 110 سال سن دارد. برخي ديگر بالاي 120 سال تخمين ميزنند و عدهاي نيز بيشتر از اينها سخن ميگويند و شايد خود وجيها... هم نتواند از سن دقيق خود اطلاع درستي داشته باشد؛ چون در آن زمان كه به دنيا آمده، ظاهراً شناسنامهاي در كار نبوده و يا وجيها... چند سال داشته كه برايش شناسنامه دريافت كردهاند. ادامه مطلب
+
نوشته شده در دوشنبه سوم خرداد 1389ساعت 10:47 توسط حبيب اشكاني
|
|
|||||
|
|||||